نزدیک به پنجاه روز تا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری باقی مانده است. در میان اصلاح طلبان، هواداران دو نامزد اصلی کاملا مشخص شده اند و هریک با ادله ای به دفاع از نامزد مورد حمایت خود می پردازند. هر گروه به پایانی جز پیروزی نامزد مطبوعشان نمی اندیشند. اما در این میان چند نکته قابل ذکر است. به باور من در میان مشاوران و یاران هر دو گروه ،هستند کسانی که بر اساس منطق و استدلال، علاوه بر گزینه ی پیروزی به گزینه های دیگری نیز اندیشیده اند .چرا که درعمل با توجه به رفتار غیر منتظره ی مردم ایران، هر رفتاری و هر نتیجه ای دور از ذهن نخواهد بود. عقل و منطق ایجاب می کند که مشاوران آقایان کروبی و موسوی به این گزینه هم بیاندیشند که در صورت شکست در انتخابات چه خواهند کرد.
آنچه که آقایان در سخنرانی ها و مصاحبه هایشان به تکرار از آن گفته و می گویند، وعده هایی است که در صورت پیروزی به آن ها خواهند پرداخت، اما چیزی از شکست نگفته اند. نگاهی به شکست های اخیر اصلاح طلبان، نشان می دهد که 1- اصلاح طلبان زمانی پیروز شده اند که حضور مردم چشمگیر و گسترده بوده است. این آرا، همان است که از آن به عنوان اکثریت خاموش نام می برند. پیروزی خاتمی در خرداد 76 و 80 و نیز پیروزی در مجلس ششم در سال 78 را باید مدیون مردمی بود که به صورت سنتی علاقه ای برای شرکت در انتخابات ندارند. 2- زمانی که مردم نسبت به رفتارهای اصلاح طلبان دلسرد شده اند، حتی با وجود چهره های شاخص، رغبتی به حضور در پای صندوق های رای نداشته اند. انتخابات دومین دوره ی شوراهای اسلامی شهر و روستا با وجود حذف کامل نظارت استصوابی و حتی حضور نمایندگان نهضت آزادی و نیروهای ملی مذهبی، باز اصولگرایان پیروز میدان بودند. 3- در شرایط نابرابر تبلیغات رسانه ای، عدم اجماع میان اصلاح طلبان باز هم موجب تقویت احتمال خطر شکست می شود. حضور سه نامزد اصلاح طلب در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری باعث شکست سنگین اصلاح طلبان شد. مصطفی معین، مهدی کروبی و محسن مهرعلیزاده سه نامزد اصلاح طلبان در آن دوره بودند که هیچ یک نتوانستند حتی به دور دوم راه یابند و البته هیچ کدام نیز مسوولیت شکست را نپذیرفتند. 4- دست کم گرفتن رقیب نیز همواره باعث شکست اصلاح طلبان شده است. هیچ تحلیلگری تا پیش از پیروزی احمدی نژاد در سال 84 به گزینه ی ریاست جمهوری احمدی نزاد نمی اندیشید. حتی گزینه ای قوی و موثر چون هاشمی رفسنجانی نیز نتوانست بر احمدی نزاد پیروز شود. 5- ترغیب آن دسته از مردمی که اگر در انتخابات شرکت کنند، به سود اصلاح طلبان رای می دهند کار ساده ای نیست. به هیچ وجه نباید به انتخابات دو مرحله ای فکر کرد. انتخابات در صورتی که به مرحله دوم کشیده شود یقینا به شکست اصلاح طلبان می انجامد. 6-اگر در خرداد 76 رای مردم به خاتمی به خاطر «نه» بزرگ به ناطق نوری بود، امروز بسیاری از مردم احمدی نزاد را یک رئیس جمهور دوست داشتنی و مردمی می دانند که پول و سیب زمینی در میانشان پخش می کند و از عدالت و مهر ورزی سخن می گوید. نباید از موضوع را نادیده گرفت.
اما سخن آخر بنده به آقایان مهدی کروبی و میر حسین موسوی که هر دو با هدف تغییر در سیاست های اجرایی کشور پا به رقابت انتخاباتی گذاشته اند. اول این نکته را هم بگویم که به قول دوستم هومان ، ما نه وابستگان قدرت و حکومتیم و نه منافع حکومتی و دولتی برای رسیدن به پست و مقام داریم. جدیت آقایان برای طرح مطالبات پیش از انخابات حق قانونی و طبیعی هر جریان و گروهی است. اما طرح مطالبات زمانی مفید خواهد بود که آینده ای برای اجرایی شدن آن ها وجود داشته باشد یا دست کم برای اجرایی شدن آن برنامه ریزی کرد. به عنوان یک شهروند در بطن جامعه، باید به آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی بگویم که 1- تا این لحظه علاقه و انگیزه ی چندانی در میان مردم ( همان مردمی که اگر در انتخابات شرکت کنند به نفع اصلاح طلبان رای می دهند) برای شرکت در انتخابات وجود ندارد. 2- عدم اجماع میان اصلاح طلبان باعث افزایش احتمال شکست می شود. طبق دلایل فوق حتی در صورت کشیده شدن انتخابات به مرحله ی دوم، مردم تمایلی به حضور دوباره در پای صندوق های رای ندارند (طبق آمار حضور در تمام مرحله های دوم انتخابات با کاهش میزان رای دهندگان همراه بوده است). 3- در میان دو نامزد مطرح اصلاح طلب، – به نظر بنده- آقای مهدی کروبی خیلی در وضعیت پیچیده تری قرار دارد. در صورت پیروزی در انتخابات در مرحله اول، حضوری مقتدرانه از کار حزبی با حضور چهره های مختلف اصلاح طلب را به نمایش می گذارد و در صورت پیروزی در مرحله دوم، بار سنگین آرمان ها و آرزوهای گسترده ی اصلاح طلبانی را به دوش خواهد کشید که بر وی اجماع کرده اند. اما در صورت شکست همزمان با میرحسین موسوی در مرحله اول، نگاه پر حرف و حدیث و پر طعنه و کنایه ی مردمی را به دنبال خواهد داشت که هیچ گاه شیخ اصلاحات را به خاطر حضور بی پروا و پر اصرارش نخواهد بخشید. بی شک در صورت شکست مهدی کروبی، تمام تقصیرهای اصلاح طلبان متوجه وی خواهد شد. چرا که تجربه ی دو بار شکست پیاپی یکی در خرداد 84 و یکی در خرداد 88 از پیر تجربه اندوخته ای چون شیخ مهدی کروبی بعید است و نیز فرصت تاریخی پیروزی را از اصلاح طلبان گرفته است. در این صورت شیخ اصلاحات باید پاسخ دهد که چرا با اصرار بر ماندنش موجب شکست اصلاحات شده است. اما میرحسین موسوی که با آمدنش باعث کناره گیری خاتمی ( که شانس اول پیروزی پر رای اصلاح طلبان بود) شد، اگر در مرحله اول با رای قاطع مردم انتخاب شود، نشان خواهد داد که مردم ایران روزهای سخت جنگ را از یاد نبرده اند و هنوز مدیریت بحران دولت میرحسین موسوی را به رفتارهای پر هزینه دولت محمود احمدی نژاد ترجیح می دهند. اما در صورت پیروزی در مرحله ی اول و راه یابی به مرحله ی دوم، دغدغه ها و نگرانی های مشترکی با مهدی کروبی دارد و در صورت شکست در مرحله اول، باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا با آمدنش و اصرار بر ماندن، شانس پیروزی قاطع خاتمی را از مردم ایران گرفت و موجب تداوم شرایط نگران کننده ی کشور شد. به هر حال قدرت طلبی نامزدهای اصلاح طلب نباید مانع رسیدن مردم ایران به «تغییر» و شرایط بهتری برای زندگی در ایران شود.